انتظاراتی که از فصل دوم سریال ویچر داریم


گرالت در فصل دوم سریال ویچر

فصل دوم سریال ویچر در حال تولیده ولی تا حالا غیر از چند تا عکس و لوکیشن فیلم برداری چیز خاصی ازش به بیرون درز نکرده؛ تریلری ازش بیرون نیومده و تاریخ پخشش هم مشخص نیست. به هر حال فصل اولش، خوب یا بد، تونست مخاطب‌های زیادی رو برای خودش جمع کنه و از سریال‌های پربیننده‌ی نتفلیکس باشه. از اون جایی که نتفلکیس جدای از سریال ویچر، یک سریال پیش درآمد به نام Blood Origin (ریشه‌ی خون) و یک انیمه هم قراره برای ویچر بسازه، معلومه روی دنیای ویچر حساب ویژه ای باز کرده. وقتی این همه روی ویچر سرمایه گذاری می‌شه، مسلما انتظارات هم بالاتر می‌ره و ما به عنوان هوادارای دنیای ویچر این انتظارات رو از فصل دوم سریال ویچر داریم:

روایت داستان عین بچه آدم بشه

تدوین غیرخطی از زمان همشهری کین آقا اورسون ولز به طور جدی وارد سینما شد و برادر تارنتینو هم با پالپ فیکشن اون رو به اوج رسوند. معمولا این سبک روایت، برای شرایطی مناسبه که تعریف کردن داستان مطابق ترتیب زمانی خیلی جذاب نباشه و بخوایم افشاگری های خودمونو بر اساس تعریف خودمون از زمان ارائه بدیم.

توی فصل اول سریال ویچر هم شاهد تدوین غیرخطی و داستان هایی با مبدا های زمانی کاملا جدا از هم بودیم. این انتخاب زمان های عجیب و فلش بک ها و فلش فوروارد ها بیشتر از این که باعث جذاب شدن سریال شده باشه، باعث گیج کردن مخاطب و کمتر شدن اثرگذاری محتوای داستان شده بود. حتی اگه قبل از دیدن سریال هم با دنیای ویچر آشنا می بودین، درک اتفاقات و همذات پنداری با شخصیت ها براتون سخت می شد، چه برسه به اینکه اولین آشنایی شما با دنیای ویچر، سریال نتفلیکس بوده باشه. برای مثال ما توی قسمت اول سریال شاهد یک جنگ بزرگ و حماسی بین سینترا و نیلفگارد هستیم و شخصیت های سریال کلی فداکاری و جانفشانی می کنن و این حرفا، ولی ما به عنوان مخاطب هیچ کدوم از طرفین و شخصیت هاش رو نمی شناختیم و ابدا برای ما مهم نبود کی داره کشته می شه. همین مسئله باعث نابود شدن اثرگذاری یک صحنه ی خیلی بزرگ و احتمالا پر هزینه شده بود.

واقعا دلیل منطقی ای برای تعریف داستان به صورت غیر خطی توی فصل اول یک سریال اساطیری وجود نداره. وقتی ما هیچ کس رو نمی شناسیم و همین طوریش هم، همه چیز برای ما نامانوسه چرا باید با روایت بد داستان، این مسئله رو بدتر کنیم. شاید سازنده ها خیال می کردن با این حرکت، سریالشون پشم ریزون تر می شه، شاید هم می خواستن ضعف های فیلمنامه رو لابلای فلش بک ها گم بکنن. به هر حال سازنده ها قول دادن که توی فصل دوم سریال ویچر دیگه خبری از این جهش های زمانی نباشه و عین بچه ی آدم داستان رو روایت کنن. حالا باید ببینیم چه قدر به قولشون وفادار می مونن.

جلوه های ویژه خیـلی باید بهتر بشه

اوایل دهه ی 2000 همه دنبال جلوه های ویژه ی شاخ بودن و فیلم هایی مثل ارباب حلقه ها و ماتریکس قبله ی آمال فیلم باز ها شده بودند. به مرور جلوه های ویژه تبدیل به یه چیز عادی توی فیلم ها شد و با اومدن فیلمی مثل آواتار، جلوه های ویژه ی مناسب دیگه آپشن محسوب نمی شد؛ بلکه لازمه ی هر فیلم بود. 

در حال حاضر جلوه های ویژه بد برای هیچ مخاطبی قابل قبول نیست. متاسفانه فصل اول سریال ویچر پر بود از صحنه هایی جلوه های ویژه اش تر و تمیز در نیومده بود. هیولاها که واقعا فاجعه بودند و حتی Aretuza که فقط یک ساختمون ساده بود هم خوب درنیومده بود. اگه نسخه ی سانسور شده ی فصل اول سریال ویچر رو دیده باشید، با ما هم عقیده می شید که کار سانسورچی های داخلیمون از اشخاصی که مسئول جلوه های ویژه ی سریال بودن، درست تره. 

برای فصل دوم سریال ویچر دیگه به هیچ وجه جلوه های ویژه ی بد قابل قبول نیست. وقتی نتفلیکس می تونه فیلمی مثل مرد ایرلندی با جلوه های ویژه ی فوق العاده پشم ریزون بسازه، چرا نباید همین کار رو در قبال ویچر انجام بده و برای جلوه های ویژه اش وقت و هزینه ی کافی بذاره.

اژدها در فصل اول سریال ویچر

آخه اینم شد اژدها؟

بی دقتی و تناقض تو فیلمنامه نباشه

قسمت اول سریال رو یادتون هست؛ کالانثه ملکه ی سینترا، سیری رو به موساک که جادوگر قصره می سپاره و بهش می گه که سیری رو از سینترا خارج کنه. اصولا توی دنیای ویچر جادوگرها راه نمی رن، تله پورت می کنن و وقتی شما به یک جادوگر یک شخص رو می سپاری که از یک جا فراریش بده، می تونه خیلی راحت با باز کردن یک پورتال و تله پورت کردن به هر جا که می خواد اون شخص رو ببره، ولی موساک توی این لحظه، به جای اینکه یه پورتال باز کنه و سیری و شاید حتی بقیه رو فراری بده، در یک حرکت عجیب، تصمیم می گیره با اسب و از کنار سربازهای نیلفگاردی فرار کنه و با این کار باعث کشته شدن خودش و آواره شدن سیری می شه. این در حالیه که همین موساک در قسمت هفتم سریال، وقتی خودش و گرالت توی محاصره ی سربازهای سینترایی قرار می گیرن، در کسری از ثانیه با باز کردن یک پورتال، خودش و گرالت رو از مخمصه خارج می کنه و به جای دیگه ای می بره. وجود چنین تناقض آشکاری توی داستان به هیچ وجه قابل قبول نیست. این سوتی باعث می شه تمامی صحنه هایی که آواره شدن سیری و سردرگمی و تلاش برای بقای اون رو نشون می ده، بی معنی باشه. صحنه های که شاید چندین ساعت از سریال رو در بربگیرن.

یا مثلا باز توی قسمت اول، ما واقعا هیچ دلیل قانع کننده ای برای حمله ی گرالت به رنفری ندیدیم. گرالت گفته بود که اگه قرار باشه بین دو شر یکیشونو انتخاب کنه، هیچکدومو انتخاب نمی کنه ولی یهو از خواب پا می شه و می ره رنفری رو می کشه. 

این دست حفره هارو می شه با یکی دو دور مرور کردن فیلمنامه پیدا و رفع کرد. واقعا کار سختی نیست و توی فصل دوم سریال ویچر به هیچ وجه نباید همچین باگ هایی رو ببینیم. من به شخصه ترجیح می دم با یه داستان ساده روبرو بشم، تا اینکه یک داستان پیچیده ولی بدون چفت و بست رو تماشا کنم.

الکی سیاه پوست و فمینیسم و همجنسگرایی به سریال چپونده نشه

متاسفانه در سال های اخیر، فیلم ها برای اینکه بتونن نظر منتقدین رو جلب کنن و توی جشنواره ها جوایز رنگین تری رو ببرن، دست به دامن حقوق سیاه پوست‌ها، فمینیسم و حقوق همجنسگراها شدن. در این حالت اگه کسی از فیلمشون خوشش نیاد، می تونن اون شخص رو متهم به نژاد پرستی / ضد زن / ضد همجنسگرایی بکنن. کار به جایی رسیده که منتقدها الکی از این دست فیلم ها تعریف می کنن و اگه فیلمی بدون حضور این اِلمان ها ساخته بشه، مورد نقد قرار می گیره و توفیق خاصی رو هم در جشنواره ها کسب نمی کنه.

سریال ویچر هم متاسفانه از این فضای سمی بی تاثیر نبوده. برای مثال درایاد (dryad) ها در کتاب های ویچر موجوداتی با رنگ پوست سبز هستن ولی توی سریال، سیاه پوست هایی هستند که صرفا لباس سبز رنگ پوشیدن. شخصیت هایی مثل تریس مریگولد، ویلگه فورتز و فرینجیلا ویگو هم برخلاف کتاب ها، رنگین پوست هستند. ما حتی الف (elf) سیاه پوست هم توی فصل اول سریال دیدیم! به نظر من تبدیل کردن اشخاص غیرسیاه پوست به سیاه پوست به بهانه ی حمایت از حقوق سیاه پوست ها خودش نوعی نژاد پرستیه و فصل اول سریال ویچر هم تا تونسته این کار رو انجام داده.

استفاده ی بی مورد از فمنیسم هم کم و بیش در سریال وجود داره. در قسمت چهارم سریال، در یک صحنه ی کاملا بی ربط به داستان، ینفر (Yennefer) رو می بینیم برای نجات یک ملکه و فرزندش از دست یک قاتل، با استفاده از پورتال هایی به جاهای مختلف فرار می کنه و در نهایت هم ملکه رو تنها می گذاره، ولی موفق می شه فرزند رو از دست قاتل نجات بده، اما در آخر فرزند هم می میره. بعد از این که مخاطب به اندازه ی کافی سردرگم شد، ینفر یه مونولوگ سراسر فمنیستی و صد البته نامربوط به داستان رو می خونه. از این دست صحنه ها بازم تو سریال موجوده ولی هیچ کدومشون مثل این جا به سریال زور چپون نشده بودن.

در رابطه با همجنسگرایی، خوشبختانه در فصل اول سریال چیز خاصی رو ندیدیم و امیدواریم با همین فرمون پیش برن.

متاسفانه این المان ها دارن روز به روز بیشتر وارد فیلم ها می شن. ما امیدواریم نتفلیکس برای فصل دوم ویچر حداقل به کتاب ها وفادار باشه و الکی دستکاریشون نکنه. مخصوصا که شخصیت های خوبی مثل زولتان، ویچرهای مدرسه ی گرگ، رجیس، شانی و خیلی های دیگه هنوز وارد سریال نشدن و دوست نداریم اون ها هم مثل تریس به فنا برن.

ناموسا غیر از Aard گرالت دو مدل ساین دیگه هم بزنه 

همین طور که احتمالا می دونید، ویچرها علاوه بر توانایی شمشیرزنی بالا و استفاده از معجون های قدرتمند، برای مبارزه از یک سری جادوی ساده و دم دستی هم استفاده می کنند که بهشون Sign یا نشانه می گن. این ساین ها در ترکیب با سایر توانایی ها ویچرها بسیار کارآمد هستند. ساین ها از عناصر مهم مبارزات ویچرها در کتاب ها هستند و توی بازی ها ویچر هم بی نهایت مهم و اساسی هستند. 

برای اجرای ساین ها، ویچرها با تمرکز کافی نشانه ی خاصی رو با دستشون ترسیم می کنن. به طور کلی پنج ساین اصلی به نام های Aard، Igni، Quen، Axii و Yrden توی بازی ها و کتاب ها وجود دارند. البته یکی دو تا ساین دیگه هم هستند که کاربردشون کمتر از این ساین ها بوده.

ساین Aard که معرف حضورتون هست، یک موجی رو به سمت مقابل منتشر می کنه و معمولا ازش برای به عقب روندن دشمن یا خراب کردن در و دیوار استفاده می شه، ساین Igni به سمت مقابل آتش پرتاب می کنه، Quen دور شخص یک شیلد دفاعی ایجاد می کنه، Axii ذهن طرف مقابل رو تحت تاثیر قرار می ده و Yrden هم یک تله جهت به دام انداختن یا کم کردن سرعت دشمن ایجاد می کنه.

متاسفانه ما توی فصل اول سریال ویچر فقط ساین Aard را دیدیم و از بقیه ساین ها خبری نبود و این مسئله به شخصه برای من ضد حال بزرگی بود. امیدوارم توی فصل دوم سریال ویچر، گرالت از سایر ساین های موجود هم استفاده کنه. به عقیده ی من این می تونه جذابیت های بصری سریال رو خیلی بالا ببره.

گرالت و نشان Igni در ویچر 3

گرالت در حال استفاده از نشان Igni در بازی ویچر 3

میزان قدرت جادوگرها مشخص باشه

جادو اگر چه توی دنیای واقعی وجود نداره ولی سال هاست که توی داستان ها و فیلم های اساطیری نقش مهمی رو ایفا کرده. درسته که وقتی داریم راجع به یک موضوع ماورا الطبیعه چیزی رو روایت می کنیم، از اون جایی که نمونه ی واقعیش وجود نداره، دستمون بازه و می تونیم هرکاری که بخوایم رو در قالب جادو انجام بدیم ولی خوب به هر حال باید یه چارچوب و قاعده ای برای اون تو بستر یک اثر هنری مثلا سریال وجود داشته باشه.

برای مثال شب قبل از نبرد سادن، یک سری جادوگر نیلفگاردی تمام وجودشونو داخل یک گلوله ی آتشین می ذارن و اون رو به سمت دشمن پرتاب می کنن و بعدش می میرن! در اون سمت هم ینفر در حالی که داره چرت می زنه، یهو چشاشو باز می کنه و گلوله رو به سمت دیگه ای منحرف می کنه. شما نگاه کنید جادوگر نیلفگاردی سال ها آموزش جادوگری دیده، از ده ها تست عبور کرده و کلی دهنش سرویس شده در نهایت تنها به اندازه ی یک مشعل قدرت داره و بعدش هم می میره. با این تفاسیر اصلا چرا باید یک شخص، جادوگری رو به عنوان پیشه ی خودش تو نیلفگارد برگزینه؟

یا توی قسمت شکار اژدها، ینفر به روی دورف هایی که در تعقیب اژدها هستند یک جادویی می زنه که همشونو تو همونجایی که ایستادن، ساکن نگه می داره و اون ها هیچ کاری نمی تونن بکنن. این جادو خیلی شاخه، باهاش می شه هر دشمنی رو متوقف کرد ولی سی ثانیه بعد، در مقابله با سایر دشمنا، ینفر جادویی که همین الان زده بود رو فراموش می کنه و با شمشیر با سایر دشمنا می جنگه! واقعا چرا؟؟ اصلا چرا یه جادوگر باید با شمشمیر بجنگه؟ تو رو خدا یه بار فیلمنامه رو بدین یه نفر دیگه هم بخونه، شاید دو تا ایراد توش پیدا کرد. چیزی ازتون کم نمی شه. 

به هر حال امیدواریم توی فصل دوم سریال ویچر، حد و مرزی برای جادو و جادوگرها قائل بشن و شاهد صحنه های نامیزان نباشیم.

یه نقش منفی درست حسابی به سریال اضافه کنن

آقا آلفرد هیچکاک می گه هر چی نقش منفی (villain) یک فیلم موفق تر باشه، اون فیلم موفق تر می شه. توی فصل اول ما غیر از استرگبور که اون هم یک نقش فرعی بود، خیلی نقش منفی شاخی ندیدیم. البته کاهیر و فرینجیلا بودند ولی واقعا چیز خاص و جدیدی برای ارائه نداشتند. مقایسه شون کنید با لتو (Letho)، گانتر او دیم (gaunter o'dimm) و ژاک ده آلدرزبرگ (Jacques de Aldersberg) توی بازی های ویچر.

اگه با کتاب ها آشنا باشید یا Thronebreaker رو بازی کرده باشید، متوجه می شید که کاهیر در ادامه دیگه نقش منفی نخواهد بود و سریال اون نیمچه نقش منفی هم که داره ، قراره از دست بده. به هر حال امیدوارم توی فصل دوم، دو تا نقش منفی شاخ به سریال اضافه بشه و این خلا پر بشه.

گریم وشخصیت پردازی کاراکترها طوری باشه که به سن واقعیشون تو داستان بخوره

از لحاظ سنی یه مقدار مشکل توی روایت داستان وجود داره. آنیا چالوترای 24 ساله، بازیگر ینفر، باید نقشی مشابه مادر رو برای فریا آلن 19 ساله، بازیگر نقش سیری ایفا کنه. این در حالیه که سیری توی این زمان، حدود 11 یا 12 سالشه و آلن توی 19 سالگی داره این نقش رو بازی می کنه. اگه با کتاب ها آشنا باشید، ینفر از گرالت بزرگتره، این در حالیه که هنری کاویل، بازیگر گرالت، 37 سالشه و 13 سال از بازیگر ینفر بزرگتره! البته درسته که جادوگرها و ویچرها عمرشون طولانی تر از مردم عادیه، ولی تو این شرایط ممکنه که یه جای کار بلنگه.

من نمی دونم چجوری می خوان همچین چیزی رو درست در بیارن. توی فصل اول این سه شخصیت زیاد کنار هم نبودن ولی شرایط داستان تو فصل دوم کاملا فرق می کنه. جلوه های ویژه شون که توی فصل اول اصلا خوب نبود. باید امیدوار باشیم برای فصل دوم سریال ویچر، حداقل گریمورهاشون کارشونو درست انجام بدن و شرایط فیزیکی و ظاهری کاراکترها رو مطابق شرایط سنیشون درست کنن.

صحنه های گرالت و یسکیر (یا جسکیر یا اصلا دندلاین) بیشتر بشن

من باورم نمی شه که دارم همچین چیزی رو می نویسم. دندلاین یکی از بی خود ترین و رو اعصاب ترین شخصیت های بازی های ویچر بود. کلا هر جا بدبختی و دردسر بود، سر و کله ی دندلاین هم همون جا پیدا می شد ولی توی سریال در کمال ناباوری، جویی بَتی در نقش یسکیر [ در کنار هنری کاویل و مایانا برینگ ] اتفاقا از بهترین ها و احتمالا باحال ترین شخصیت سریال بود. او به خوبی تونسته بود از پس نقش یسکیر بربیاد و علاوه بر بازیگریش، خوانندگیش هم خوب بود و می شه گفت که  آهنگ Toss a coin to your witcher خاطره انگیز ترین بخش سریال رو ساخته بود. البته کلا موسیقی متن فصل اول ویچر خیلی خوب بود.

وقتی یسکیر در کنار گرالت قرار می گرفت، زوج این دو نفر و روابط استاد/شاگردی که بین اون ها برقرار می شد، خیلی جذاب بود. دوست داریم از این صحنه ها توی فصل دوم سریال ویچر بیشتر ببینیم. ضمن این که به نظر من دقایق حضور گرالت هم توی سریال می تونست بیشتر از این ها باشه. حالا درسته گرالت بازی‌ها خیلی شاخ‌تر از گرالت سریال بود ولی واقعا نمی شه به بازی هنری کاویل توی نقش گرالت خرده ی خاصی گرفت و کارش رو به خوبی انجام داده بود. سعیش برای وارد کردن عناصر بازی های ویچر به سریال هم قابل تحسین بود. امیدوارم حضور نقش خود گرالت هم توی فصل دوم سریال ویچر، بیشتر از فصل اولش باشه.

کاری نکنه CD Projekt Red بی خیال ساختن بازی های ویچر دیگه بشه

تا حالا فقط یک فصل 8 قسمتی از سریال ویچر اومده بیرون. بسیار سریال هایی بودند که با وجود موفقیت های ابتدایی، بعد از دو سه فصل کنسل شدند ولی نتفلیکس هنوز هیچی نشده و پس از تنها ساخت 8 ساعت سریال ویچر، قراره دو سریال اسپین-آف برای دنیای ویچر بسازه! نتفلیکس با این رویه ای که پیش گرفته، کاملا پتانسیل خز کردن و نابود کردن دنیای ویچر رو داره و ما هم اصلا دوست نداریم این اتفاق بیفته.

CD Projekt Red با بازی Thronebreaker نشون داد که حتی اگه گرالت هم نباشه، می تونه شخصیتی مثل میو (Meve) که حضور پررنگی توی کتاب ها و بازی های قبلی نداشته رو انتخاب کنه و براش یک داستان عالی تو دنیای ویچر بسازه. منتهی این به این شرطه که دنیای ویچر خز نشده باشه و مردم رغبت به شنیدن یک داستان جدید، تو این حال و هوا رو داشته باشند.

 

حرف برای گفتن زیاده ولی به هر حال، ما ویچر فن ها حداقل این انتظارات رو از فصل دوم سریال ویچر داریم. امیدوارم با دیدن فصل دوم سریال ویچر دیگه لازم نباشه موقع صحبت از ویچر بگم: "من طرفدار ویچر هستم. البته بازیاش، نه سریالش"

 

پی نوشت: ناموسا یه کم صحنه های سریال رو کمتر کنید هم بد نیست. ما رو چی فرض کردید آخه؟ راه های دیگه ای هم برای جذب مخاطب وجود داره. موقع دیدن فصل اول، نصف حواسمون به سریال بود، نصف حواسمون به در اتاق که کسی نیاد تو.

دانلود موسیقی متن سریال ویچر The Witcher ساخته‌ی Sonya Belousova
دانلود موسیقی متن سریال ویچر The Witcher ساخته‌ی Sonya Belousova

برخلاف خود سریال ویچر که اون طور که ما انتظارشو داشتیم پشم ریزون نبود، موسیقی متن این سریال از کیفیت بالایی برخورداره و می تونه شما رو به خودش جذب کنه. موسیقی متن سریال ویچر توسط Sonya Belousova که یک آهنگساز اهل کشور روسیه است و Giona Ostinelli ساخته شده. این موسیقی در تاریخ 24 ژانویه توسط نتفلیکس داخل سایت های استریمینگ و روی سی دی و صفحه‌های گرام که ظاهرا دوباره مد شدن منتشر شد. برای شنیدن اون می‌ت ...
مطالعه بیشتر

نقد و بررسی فصل اول سریال ویچر The Witcher
نقد و بررسی فصل اول سریال ویچر The Witcher

 با سلام خدمت دوستان عزیز در این مقاله قراره سریال ویچر که به تازگی منتشر شده رو مورد نقد و بررسی قرار بدیم. سعی کردم تا جایی که ممکنه هیچ اسپویلی از داستان نداشته باشیم. من هم مجموعه بازی‌های ویچر رو بازی کردم و هم دو مجموعه داستان ویچر رو خوندم. و با انتظارات زیادی سمت سریال رفتم. از قبل مشخص شده بود که قسمت اول در مورد داستان  The Lesser Evil  ئه. و از نظر من جذاب ترین داستان مجموعه ...
مطالعه بیشتر

دیدگاه خود را وارد کنید.
"شش به اضافه دو"