10 انتخاب چالشی برتر بازی های دنیای ویچر؛ بخش اول



"یکی از خصوصیت های بازی گری اینه که می تونی زندگی یه شخص رو تجربه کنی بدون این که لازم باشه بهای اون رو بپردازی" رابرت ده نیرو بازیگر آمریکایی.


اگه بازی های رایانه ای رو به عنوان هنر هشتم در نظر بگیریم، شاید مهم ترین مزیتی که نسبت به سایر هنر ها داره اینه که مخاطب هم مثل خالق اثر می تونه توی روند اجرای این اثر هنری دخیل باشه؛ به عبارت دیگه بازی یک بار ساخته می شه ولی این امکان رو داره که با شیوه های مختلف توسط کاربرا اجرا بشه. در بازی های معمول این اجرا می تونه محدود به نحوه ی مبارزه کردن یا ترتیب اجرای کارها باشه ولی بازی هایی مثل مجموعه بازی Elder Scrolls ، Fallout ، Deus Ex و خیلی بازی های دیگه پارو از این جا هم فراتر گذاشتن و کاربر رو در انتخاب مراحل، انتخاب دیالوگ ها و سرنوشت شخصیت های بازی دخیل کردند و آزادی عمل خیلی زیادتری به کاربر دادند.

 این آزادی عمل می تونه کاربر رو وارد چالش های زیادی برای انتخاب کردن بکنه و درست مثل زندگی واقعی کاربرها باید جنبه های مختلف کارهایی رو که انجام می دن در نظر بگیرن. بعضی از بازی ها این آزادی عمل رو فقط به صورت ظاهری پیاده سازی می کنن؛ مثلا تو بازی Mass Effect 3 بارها این اتفاق برای من افتاد که می تونستم یک کاراکتر رو بکشم یا نکشم، اگه می کشتم که می مرد، اگر هم نمی کشتم یارم می زد اون رو می کشت و عملا روند داستانی همین بود و فقط توهم آزادی عمل وجود داشت. توی برخی از بازی ها مثل اسکایریم شما توی ماموریت های جانبی تا دلتون بخواد اختیار دارید و هرکار بخواید عملا می تونید بکنید ولی توی Quest های اصلی فقط یه انتخاب توی اول بازی انجام می دین و بقیش رو به صورت خطی طی می کنین. در مقابل یک سری از بازی ها هم هستند که این آزادی رو به طور واقعی و در مراحل اصلی بازی پیاده سازی کردند و کاربر رو وارد چالش های خیلی جدی تری کردند.

شاید هیچ شرکتی نتونسته باشه به خوبی CD Projekt Red مفهوم انتخاب رو تو بازیاش بگنجونه. توی سری بازی های ویچر شما در قالب مراحل اصلی و جانبی مسئولیت پیشبرد روند زندگی گرالت رو به عهده دارین و در این راه باید از روی عقل و احساساتتون تصمیمات مختلفی بگیرید. بعضی از این تصمیم ها واقعا چالش برانگیزن شما می تونید بدون فکر کردن و بررسی جوانب یه انتخابی بکنین ولی مشابه زندگی واقعی می شه انتخاب های موجود رو سنجید و با تفکر کافی به نتیجه ی مطلوب رسید. البته یه راه دیگه هم هست؛ اگه با اسپویل شدن مشکلی ندارید می تونید برید و tutorial های بازی رو بخونید و عواقب کارها رو درنظر بگیرید و با توجه به اون انتخابتون رو انجام بدین که البته توی ویچر 3 و Thronebreaker سازنده های بازی باتجربه تر شدن و خیلی وقت ها کارهایی که انجام می دین در لحظه نمود ندارن و شما رو مجبور می کنه تا برای جلوگیری از یک اتفاق ناخوشایند به Save های خیلی وقت پیش تون برگردین که ضد حاله و اگه رو همون تصمیم اولتون بمونید خیلی راحت تره. به هر حال ما می خوایم اینجا 10 تا از چالشی ترین انتخاب های بازی های دنیای ویچر رو بررسی کنیم. یک نکته رو هم اشاره می کنه که متن های زیر به شدت حاوی اسپویل داستانه، اگه هنوز مجموعه بازی های ویچر رو بازی نکردین و از اسپویل هم خوشتون نمیاد، ادامه ی مطالب رو نخونید.

 

 

10- نجات دادن یا کشتن Striga  (ویچر 1)

اگه کتاب آخرین آرزو رو خونده باشید یا قسمت سوم فصل اول سریال ویچر نتفلیکس رو دیده باشید، احتمالا با داستان Striga آشنایی دارید. طبق داستان، Striga دختر فالتست، پادشاه Temeria است و به دلیل نفرین یک شخص و در اثر حرکت های منشوری فالتست تبدیل به یک هیولا شده و چندین ساله به شکار و شرارت مشغوله. گرالت به نحوی از این داستان باخبر می شه که البته نحوه ی باخبرشدنش در کتاب بسیار متفاوت از سریال هست. به هر حال شایعه شده که اگه یک نفر بتونه یک شب در کنار Striga بمونه، نفرینش برداشته می شه و دوباره تبدیل به آدم می شه. فالتست از گرالت درخواست کمک می کنه و ازش می خواد که نفرین فرزندش رو برداره و حتی به گرالت اجازه کشتن Striga رو در دفاع از خود و در صورتی که نتونست نفرین رو برداره، می ده. در نهایت گرالت با مهارت های رزمی ای که داره موفق می شه که یک شب رو در کنار Striga سپری کنه و نفرین رو از روی Striga برداره و دوباره تبدیل به آدم بشه. فقط برای این که نفرین برنگرده گرالت توصیه می کنه که هر روز یه سری چیز میز تو اتاقش دود کنن و گردنبند فلان بهش بندازن و این حرف ها.

سال ها از این قضیه می گذره و دختر فالتست که اسم Adda رو روش گذاشتن بزرگ می شه ولی فالتست اون رو وارد مسائل سیاسی نمی کنه. در این حال Salamandra که دشمن اصلی گرالت در بازی ویچر 1 هست با وعده ی قدرت اعتماد Adda رو بدست میارن و اون رو بر علیه گرالت قرار می دن. تا جایی که حتی Adda دستور کشتن گرالت رو هم صادر می کنه. در همین حال Salamandra اون دم و دستگاهی که برای جلوگیری از برگشتن نفرین Adda کار گذاشته بود، از بین می بره و Adda دوباره تبدیل به Striga می شه. 

حال فالتست دوباره از گرالت می خواد تا سعی کنه نفرین دخترش رو برداره و اگه امکانش نبود اون رو سریع و بدون درد کشیدن بکشه وگرنه بد می بینه و کسایی که براش عزیزن در خطر میفتن.

در Chapter پنجم بازی و در مرحله ی Her Highness: the Striga شما باید به مقبره ای که Striga تو اون جا می پلکه برید؛ در این جا شما دو انتخاب دارید، شب رو در کنار هیولا سپری کنید یا اون رو بکشید.

انتخابی که شما در این جا دارید سخت تر از انتخابیه که دفعه ی اول و در داستان روایت شد. به هر حال Adda با Salamandra همکاری کرده و تمایلتون برای کشتنش بیشتر از بار اول هست. ممکن هم هست حال و حوصله ی فرار کردن و Quen زدن و اینا رو نداشته باشید و بخواهید بکشیدش بره. البته مبارزه باهاش جوریه که شمشیر زیاد فایده نداره و Sign ها خیلی موثر ترن و ممکنه شما Skill هاتونو فقط رو شمشیر بسته باشید و فایت تون سخت بشه. در این صورت سعی بر نجات دادنش شاید راحت تر باشه، ضمن این که اگه نجاتش بدید به آرمان های Vesemir نزدیک تره، فالتست کاری با رفیقاتون نخواهد داشت و بعدا خود Adda هم یه جا میاد و کمکتون می کنه. حالا دیگه انتخاب با شماست.


9- فرستادن Gascon یا Reynard برای بازکردن دروازه قلعه ریویا (Thronebreaker)

همون طور که می دونید، بازی Thronebreaker داستان مبارزات Queen Meve حکمران Lyria و Rivia در مقابل ارتش نیلفگارد رو بیان می کنه. در بازی Thronebreaker بر خلاف خود 3 بازی سری اصلی ویچر، تصمیم ها و انتخاب هایی که انجام می دید بیشتر حالت حکومتی داره، تا شخصی. مثلا با افرادی که خودسرانه و در اثر اتهام اشتباه یک الف رو کشتن چی کار کنیم، یا مثلا تکلیف افرادی از ارتش نیلفگارد می خوان به ارتش ما ملحق بشن رو مشخص کنیم. این انتخاب ها علاوه بر تاثیر گذاشتن روی مسائل حکومتی که در قالب داستان بازی بیان می شه، می تونه کارت های جدیدی رو به Deck بخش Gwent بازی اضافه یا کم کنه و یا حداقل روحیه ارتش رو بالا یا پایین ببره که این هم منجر به افزایش یا کاهش امتیازات کارت های Gwent در نبردهای بعدی می شه.

توی قسمت های پایانی بازی، Meve و یارانش که در حال بازپسگیری Rivia از امپراطوری نیلفگارد هستن به یه مشکل بزرگ برمی خورن. اون ها ابتدا با خیال راحت به قلعه ی اصلی Rivia می رسن و می خوان منتظر بمونن تا آذوقه ی نیلفگاردی ها تموم بشه و اون موقع با خسارت کم بتونن این قلعه ی بسیار مستحکم رو فتح کنن. Meve بعد از مذاکره با فرمانده ارتش نیلفگارد با خبر می شه که نیروی کمکی نیلفگارد در حال رسیدنه و اگه نتونن همین شب قلعه رو فتح کنند فردا بین نیروی های قلعه و نیروی های کمکی قرار می گیرن و احتمال شکستشون خیلی بالاست. Reynard که از قدیمی های ارتشه از وجود یه نقطه ضعف توی محل بارگیری قلعه خبر می ده و خودش رو داوطلب می کنه تا از این جا وارد بشه و دروازه قلعه رو باز کنه. Gascon هم به عنوان یکی از فرمانده های سربازان، پیشنهاد می کنه از اونجایی که Reynard خیلی توی مخفی کاری مهارت نداره خودش به جای اون وارد قلعه بشه و دروازه رو باز کنه.

Reynard سال ها در ارتش Rivia و Lyria خدمت کرده و یه کهنه سرباز وفاداره و Gascon هم علی رقم مشکلاتی که با Meve داشته اون رو از زندان نجات داده و در اختیارش سرباز برای مبارزه قرار داده و بدون اون Meve احتمالا تا حالا تو زندان کشته شده بود. حالا این جا انتخاب با شماست تا کدوم یک از این دو فرمانده رو برای این ماموریت بسیار خطرناک و شاید بی بازگشت بفرستید. که البته این بی بازگشت بودنش به تصمیمی که Meve در قبال پسرش Villem گرفته هم مربوطه. حالا علاوه بر مهم بودن این شخصیت ها از لحاظ داستانی باید به یه نکته ی دیگه هم توجه کنیم. اگه Reynard یا Gascon رو برای مامویت بفرستیم و اگه نتونن سالم برگردن، دیگه کارت Gwent شون رو دراختیار نخواهیم داشت. کارت هر دوی این ها خیلی قدرتمند و مهم هستند و به شما کمک زیادی می کنن. اگه هر کدوم از این ها نباشن نبرد Gwent ای بعدی که اتفاقا خیلی هم سخت هست، سخت تر هم می شه. این مورد رو هم باید هنگام این انتخاب سخت در نظر بگیرین.


8- کمک کردن به Ewald Borsodi در تکمیل سرقت یا به Horst Borsodi در ممانعت از اون (ویچر 3: قلب های سنگی)

داخل dlc قلب های سنگی بازی ویچر 3 به طور عمده ماموریت های ما حول براورده کردن آرزوی های Olgierd Von Everec می چرخه. یکی از این آرزوها، آوردن خونه ی Horst Borsodi برای Olgierd یه!!! یک شخص مشکوک به نام Ewald به گرالت می گه که این خونه در اصل یک سازه کوچیکه و توش مدارک بسیار مهم و با ارزشی نگه داری می شه و همین Ewald به ما قول کمک کردن تو به چنگ آوردن این خونه رو می ده. بعد از کش و قوس های زیاد در زمینه یافتن افراد متبحر در زمینه ی دزدی، در نهایت شبانه به حراجی Horst که همون جائیه که خونه اش توش نگه داری می شه می ریم. در نهایت Ewald با Horst روبرو می شه و شما متوجه می شید که این دو برادر هستن و Horst کسیه که به گفته Ewald ارثیه خانوادگی شون رو بالا کشیده و Ewald به دنبال انتقامه. گرالت از این قضیه ناراحت می شه و Ewald رو به سو استفاده کردن ازش متهم می کنه. در این حال Horst به گرالت پیشنهاد پول زیاد می ده تا به سمت اون بیاد و در مقابل Ewald قرار بگیره.

حالا این جا انتخاب با شماست تا یا به Ewald که به هر حال توی این ماموریت غیرممکن به شما کمک کرد، وفادار بمونین یا به سمت Horst که به ظاهر بی گناه تر از Ewald میاد برین و پول خوبی به جیب بزنین و با این پول مثلا شمشیر های مشتی بخرید. در نهایت نبرد شکل می گیره و اونی که در مقابلش قرار گرفتین کشته می شه. بعد از این Horst/Ewald زیر حرفشون می زنن و می گن که مدارک و اسناد موجود در این خونه رو می خوان و ما فقط می تونیم خود خونه رو برداریم. این جا هم تصمیم با شماست تا باهاشون توافق کنید یا با اعمال زور [و مبارزه تا مرگ] کل خونه و اسنادش رو ازشون بگیرید.


7- نجات دادن Triss/Saskia یا Triss/Princess Anais با توجه به انتخاب های قبلی (ویچر 2)

یکی از مهم ترین دوراهی های موجود در بازی ویچر 2، انتخاب بین نجات دادن Triss یا Saskia در اواخر Chapter سوم بازیه. Triss یکی از شخصیت های اصلی هر 3 بازیه، از دوستان نزدیک گرالته و بارها گرالت رو در مسیر فعالیت هاش کمک کرده و احتمالا هم معرف حضورتون هست. Saskia هم در اصل یه اژدها با ظاهر انسانه که حاکم دره ی Pontar ئه و قصد داره تبعیض نژادی (بین انسان ها و الف ها و دورف ها و ...) رو برداره و یه سرزمین آزاد بسازه. البته غیر از گرالت و چند نفر دیگه از قابلیت تبدیل شدن Saskia به اژدها خبر ندارن.

داستان بازی به جایی رسیده که Triss توسط نیروهای نیلفگاردی دستگیر شده و به زندان افتاده و قراره احتمالا اعدامش بکنن و Saskia توسط Philippa Eilhart جادو شده و در حالت اژدها باقی مونده و کارها و خراب کاری هایی رو که Philippa ازش می خواد رو انجام می ده. از طرفی Philippa هم از طرف Radovid پادشاه Redeinia دستگیر شده و چشم هاش رو هم در آوردن.

کار به جایی رسیده که وقت تنگه و گرالت فقط فرصت نجات دادن یکی از این دو نفر رو داره. برای نجات دادن Triss گرالت باید به زندان نیلفگارد بره، با نگهبان ها بجنگه و اون رو نجات بده ولی برای نجات دادن Saskia گرالت باید اول Philippa که یه شخصیت منفی تو بازیه و از گرالت هم تو دستکاری ذهن Saskia سو استفاده کرده رو از زندان Redinia نجات بده و از اون بخواد تا جادویی که روی Saskia زده رو برداره.

حالا این جا انتخاب با شماست که بین Triss و Saskia یکی رو نجات بدین. Triss دوست، همراه و [با توجه به انتخاب هاتون تو ویچر 1 عشق زندگی] گرالته و توی دو بازی قبلی بارها جون گرالت رو نجات داده. از طرفی Saskia هم به سبک فرمانده جومونگ و ژنرال هموسو هدف والا رو دنبال می کنه و با گرالت هم همکاری خیلی خوبی توی Pontar داشتن و یه انتخاب سخت پیش روی شماست.

البته اگه اهل Spoil کردن و خوندن نتایج Quest ها باشین یه مقدار انتخاب راحت تر می شه. چون شما اگه Triss رو نجات ندین و سمت نجات Saskia برین، در هر صورت Letho میاد و Triss رو نجات می ده و اگه Triss رو نجات بدین، توی مبارزه در مقابل Saskia که در حالت اژدها هم هست می تونید اون رو شکست بدین ولی نکشیدش و در ادامه قول می دید که هر کاری از دستتون بربیاد برای نجات Saskia و برداشتن جادو از روی اون انجام می دین.

شرایط بالا در حالتی پیش میاد که در Chapter اول بازی مسیر Iorveth رو به جای مسیر Vernon Roche پذیرفته باشین و عضو Scoiatel بشید. اگه مسیر Roche رو انتخاب کنید، به جای Saskia شما باید Princess Anais یکی از وارث های حکومت Temeria رو نجات بدین و انخاب شما روی سرنوشت سرزمین های شمالی مخصوصا Temeria و همچنین خود Vernon Roche تاثیر میذاره. منتهی من چون خودم هنوز قسمت نشده مسیر Roche رو امتحان کنم از توضیح دادن بیشتر درباره اون معذورم!


6- عضویت در Scoiatel یا Order of flaming Rose یا بی طرف ماندن (ویچر 1)

در بازی ویچر 1 دو گروه هستند که به جنگ های خیابانی در Temeria مشغول اند. گروه اول Scoiatel هستند که از غیر انسان ها (الف ها و دورف ها) تشکیل شدن و برای آزادی و برابریشون و همچنین انتقام گرفتن از انسان هایی که سرزمین هاشون رو تسخیر کردن می جنگن. در طرف مقابل Order of flaming Rose قرار داره که یه گروه می شه گفت نژاد پرسته ولی خوب با سربازهایی که داره مسئولیت ایجاد نظم و امنیت در Temeria رو برعهده داره. 

داخل بازی شما در ابتدا جنبه های مثبت این دو گروه رو می بینید و شخصیت Yaevrin به عنوان نماینده ی Scoiatel و Siegfried به عنوان نماینده Order در چندین ماموریت شما رو همراهی هم می کنن. در Chapter دوم بازی در مرداب، این دو گروه قراره در مقابل هم قرار بگیرن و هرکدوم از شما می خوان تا بهشون در مقابل دشمن کمک کنید. شما اینجا فرصت دارید تا یکی از این ها رو Lesser Evil در نظر بگیرید و به اون گروه کمک کنید و یا به قول گرالت توی سریال، هیچ Evil و شرّی رو انتخاب نکنید و ول کنید بره.

به مرور زمان جنبه های منفی این دو گروه برای شما نمایان می شه. در Chapter سوم کار به جایی می رسه که Scoiatel به یک بانک دستبرد می زنه و کارکنان اون رو گروگان می گیره و Order هم مسئول آزاد کردن گروگان ها و پس گرفتن پول ها می شه. گرالت به صحنه ی دزدی میاد و مسئولیت مذاکره با Scoiatel رو به عهده می گیره. به گفته ی Yaevrin اون ها می خواستن پول هایی که قبلا از Vivaldi که یک غیر انسان (دورف) هست رو بازپس بگیرن و اینا دزد الکی نیستن و این حرفا. 

این جا دیگه مثل حالت قبلی نمی تونید بی طرف بمونید و باید به یکی از این دو گروه کمک کنید. کمک کردن به Scoiatel یعنی فراری دادن اون ها از زیرزمین و کشتن چند Kikimora در مسیر فرار و کمک کردن به Order یعنی مبارزه و کشتن الف ها و دورف ها. به نظر این جا Lesser Evil کمک کردن به Scoiatel ئه. حداقل کسی کشته نمی شه ولی خوب این الف ها بودن که اومدن دزدی و گروگانگیری و ما داریم به اون ها کمک می کنیم.

بعد از این قضیه یک بار دیگه در Chapter چهار باید بین این دو گروه انتخاب انجام بدین. در این بخش از بازی شما از Vizima پایتخت Temeria دور هستید و در در کنار مردم خوب و ساده ی یک روستای کوچک در کنار دریاچه به سر می برید. الف هایی که اطراف این روستا هستند هم بسیار بی آزار و هستند و الکی الکی با انسان ها دشمنی ندارند. 

متاسفانه گروهی از افراد Scoiatel به سمت دریاچه میان تا این الف هارو هم به سمت مبارزه و به Vizima بکشونن. در تعقیب این ها هم سربازهای Order به این جا میان تا با اون ها مبارزه کنن. کار به جاهای باریک می کشه و Scoiatel مردم اون روستای بدخت رو گروگان می گیرن. سربازهای Order هم در مقابل اون ها قرار می گیرن و البته اصلا نجات مردم روستا براشون مهم نیست؛ چون مردم روستا قبلا یکی دوبار تلاش کرده بودن تا به الف ها کمک کنن و از نظر Order شریک جرم هستن. توی این لحظه گرالت رفته بوده پیش Lady of the Lake و از این قضایا خبر نداره همینکه به روستا برمی گرده متوجه داستان گروگان گیری و محاصره می شه. توی گروگان ها Alvin هم وجود داره؛ Alvin یه پسر بچه است که یه جورایی مثل فرزند برای گرالت می مونه و از شخصیت های مهم ویچر 1 ئه. بعد از مذاکره با الف ها، اون ها این قول رو به شما می دن که اگه توی نبرد با Order کمکشون کنی مردم روستا رو آزاد کنن. افراد Order هم به گرالت قول می دن تا اگه گرالت بهشون کمک کنه دهن مردم روستا رو به جرم کمک کردن به الف ها سرویس نمی کنن. در مقابل این دو گزینه، دندلاین که از قضا در این جا پیش گرالت هست، به گرالت پیشنهاد می کنه که Alvin رو بردارن و ببرن و درگیر این جنگ مزخرف نشن. جنگی که می تونه باعث قوی تر شدن هر یک از این دو گروه فاسد بشه. ولی خوب در این حالت سرنوشت مردم بدبخت روستا در این شرایط بیشتر به خطر میفته.

حالا در این جا هم انتخاب با شماست که کدوم یک از این سه کار رو انجام بدین و تبعات اون رو بپذیرین.

 

خوب در این جا بخش اول 10 انتخاب چالشی برتر بازی های دنیای ویچر تموم شد. اگه از این مطلب خوشتون اومده ما رو به دوستاتون معرفی کنید، سایت رو دنبال کنید و همینجا منتظر ادامه این 10 برتر بمونید. 

ماجراهای گرالت و دندلاین؛ فصل اول
ماجراهای گرالت و دندلاین؛ فصل اول

در آپدیت نسخه ی 6 بازی   Gwent ، یک مکانیزم پیشرفت جدیدی به نام   Journey   برای بازیکنان در نظر گرفته شده؛ به این صورت که بازیکنان   Task   هایی رو برای گرالت و دندلاین به صورت هفتگی انجام می دن و ضمن دریافت پاداش در بازی، یک داستان جذاب از ماجراجویی های گرالت و دندلاین قسمت به قسمت، براشون نمایش داده می شه. ما هم به عنوان طرفدارهای پروپاقرض سری بازی های ویچر و   Gwent ، ...
مطالعه بیشتر

دانلود کتاب Season of Storms فصل طوفان‌ها از سری رمان ویچر به زبان فارسی
دانلود کتاب Season of Storms فصل طوفان‌ها از سری رمان ویچر به زبان فارسی

کتاب فصل طوفان‌ها ( Season of Storms  ) هشتمین و آخرین کتاب از سری رمان ویچر است .   آقای ساپکوفسکی بعد از نزدیک یک دهه از انتشار کتاب  The Lady of the Lake  کتاب فصل طوفان‌ها را منتشر کرد. اما داستان آن به قبل از مجموعه‌ی اصلی رمان ویچر که شامل کتاب‌های زیر می‌شود بر‌می‌گردد. 1)     Sword of Destiny 2)     Blood of Elves 3)     Time of Contempt 4 ...
مطالعه بیشتر

دیدگاه خود را وارد کنید.
"نه به اضافه هشت"